![]()
بین ماندن و رفتن ادم ها
این روزها به افکارت به وقتت به هزینه های گزاف روح رنجورت خورده نگیر و ارامشان کن
زیباترین ادم ها روزی خانه ی قلبت را با پوشالی های ذهن بیمارشان ترک خواهند
تو که بمانی و ساعت های تنهایی
تو می مانی و رویاهای از دست رفته
اری ادم ها این گونه شده اند
تو خالی هایی از درون متلاشی که رگ خوابشان
فقط یک لبخند است از دیگری
یا گوشه چشمی خمار گونه که فراموش کنند تمام عهد هایشان با تو را
در این زمان فراموشی ها
معتقد بودن به یک دیکتاتور ی اسوده ات میکند از ترس اینکه ایا این یکی رفتنی است
یا قصدش ماندن است
در ذهن هوشیارت یک دیکتاتور بساز
یک غول که احساست را روی حد تعادل خفه کند/
برچسب:
نویسنده: بهار جعفری