تو وقتایی از لحظات زندگی درد داری
اون قدر زیاد که تمام سلول های بدنت رو تحت تاثیر قرار میده
این جای زندگی درد اشکت رو میکشه بیرون
یکی از تنهایی یکی از بیماری یکی از خیانت
تو هستی دیوار های اتاقت
برای درد هات فقط یه گوش شنوا میخوای
اما گوشی نیست و چمشی نمیبینه تو رو
تو این بحران بایدبه دریا بزنی نه مرداب
رهایی تو دستای ادمایی هست که از درد همدرد میسازند
.....
.
برچسب:
نویسنده: بهار جعفری