امشب
هم گذشت...مثل تمام شب ها که در بین تمام ضمایر حاضر
تو باز غیبت کردی...../
شک نکن اخر این ترم هم می رسد....و تو مردود می شوی..../
بین تمام این دنیا یک تو در من جا مانده
پاک شدنی نیستی
پر از غلطی اما هنوز در من تنها درست این روزگاری ...جدا که نمی شوی ...در وجودی از من جا خوش کرده ای
جسم نیستی...اما در بدنم .... شکنجه گری....شکنجه میکنی...زخم میزنی
برش برش
دشنه دشنه
تشنه تشنه
تیغ می کشی ....ذره ذره میکنی...بی رحم ..../
برچسب:
نویسنده: بهار جعفری